پيامبر خدا صلي الله عليه و آله به مسجد آمد و همه را هم به مسجد خواندند و حضرت آنچه را كه جبرئيل از طرف خدا آورده بود به گوش همگان رسانيد، از بين جمع(عمر) گفت:
يا رسول الله، او از اصحاب مي باشد يا غير اصحاب؟
حضرت فرمود: از بهترين صحابه است.
اين بود كه همه صحابه براي رسيدن شب جمعه لحظه شماري مي كردند و آن شب خانه ها را زينت داده و چادر ها و پرده ها را كنار زده و عود و عنبر و مشك در مجمرها افروخته و هر كسي هر چند چراغ در خانه داشت روشن كرده و انواع شادي ها را براه انداختند و اكثراً بر پشت بامها در آمدند تا با چشمان خود سير و حركت ستاره(زهره) را ببينند و بدانند بر بام خانه چه كسي قرار خواهد گرفت.
شب به نصف رسيد، نوري درخشان از آسمان با آرامش خاص سير نزولي خود را آغاز كرد و به فضاي شهر مــــدينه رسيد، دلها در سينه ها مي طپيد، از تعجب چشمان همه اشك شادي مي ريخت، حضرت زهرا سلام الله عليها، در آن حال سي و چهار مرتبه الله اكبر گفت، و هر كسي براي خودش عظمت و قدرت خداي تعالي را ياد كرده و تسبيح و تقديس بر زبان مي راندند، شب مثل روز روشن شده بود تا اينكه آن ستاره روشن آمد پشت بامهاي مدينه را گرديد و در بالاي خانه مولاي متقيان امير المومنان علي عليه السلام فرود آمد و همه فهميدند كه خداي تبارك و تعالي فاطمه زهرا عليها السلام را براي امير المومنين علي عليه السلام خلق فرموده و همسر او قرار داده است.
وقتي فاطمه زهرا عليها السلام نزول ستاره به خانه امير المومنين علي عليه السلام را ديد سي و سه مرتبه مرتبه الحمدالله بر زبان راند و شكر خداي تعالي را كه او را نصيب آن بزرگوار كرده بجاي آورد، آنگاه كه ستاره با صداي عجيب از خانه علي عليه السلام خارج و به سوي آسمان حركت مي كرد فاطمه زهرا عليها السلام سي و سه مرتبه سبحان الله گفته و تسبيح و تقديس خداي را بجاي آورد.
آن شب همه متوجه شدند كه خداوند اراده فرموده است فاطمه زهرا عليها السلام همسر امير المومنان علي عليه السلام باشد لذا طمع هاي را خود فرو خوردند و در دل مايوس گرديدند.
* * * * *
ازدواج حضرت فاطمه زهرا(س) با حضرت علی (ع)
شب پنجشنبه باز جبرئيل نازل شد بر پيامبر خدا اسلام رسانيده و گفت: يا رسول الله خداوند علي واعلي به خازنان بهشت دستور فرموده كه بهشت را بيارايند و درخت طوبي را فرمان داده تا حلل بياورد و حورالعين ها را فرموده عطرها و طيبهايي از بهشت آورده و بر عالم پراكنده كنند و سوره(يس و حم و طس) را بخوانند و به فرشتگان امر كرده در آسمان چهارم بر صحن(بيت المعمور) جمع شده و كرسي از نور و منبري از كرامت بدانجا نهند و(راحيل) كه از همه فرشته ها فصيحتر است فرموده بر آن منبر برود و خطبه بخواند و همه را متوجه بر اين كند كه خداي عز وجل فرمايد:
من(امة) خود فاطمه را كه در خير و صلاح است به علي كه ولي من و وصي و برادر و جانشين رسول من محمد(صلي الله عليه و آله است دادم.
و آنگاه درخت طوبي زيورهاي خود را مي ريزد و حورالعين ها نثارها را بر مي چينند و به همديگر داده و فخر مي كنند كه از نثار تزويج فاطمه زهرا عليها السلام به آنها رسيده و آنگاه ابرها را فرمان دهد طومارهاي مشك بر زمين ببارانند و فرشتگان عرض مي كنند: بار خدايا؛ اين طومارها چيست؟
خطاب از طرف رب الارباب مي رسد: اينها برات نجات از آتش جهنم و جواز ورود بر بهشت برين بر شيعيان علي امير المومنين است. و در آن طومارها نوشته شده:
«هذا برائت من الله الجّبار لشيعة علي و فاطمة من النّار».
در دل هر كسي ذره اي از مهر و محبت علي بن ابي طالب و فاطمه زهرا سلام الله عليهما و اولاد آنها باشد از آتش دوزخ نجات خواهد يافت.
باز هم جبرئيل به خدمت پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله عرض كرد: يا رسول الله هر چه زودتر(نور را به نور) فاطمه را به علي عليهما السلام تزويج فرما.
* * * * *
رسول خدا صلي الله عليه و آله(بعد از شنيدن مطالب شيرين از جبرئيل) به مسجد آمده و دستور داد كه همه مهاجر و انصار را به مسجد خوانند و آنگاه بالاي منبر رفته حمد و ثناي خداي تعالي را بر زبان راند و فرمود:
اي مردم؛ اي مهاجر و انصار؛ امروز جبرئيل به من خبر آورد كه حق تعالي در آسمان چهارم فرشتگان را در(بيت المعمور) جمع كرده و فاطمه را به امير المومنين علي عليهما السلام عقد بسته، من نيز مامورم در روي زمين بين جمع(شما) دخترم فاطمه را به پسر عمم علي بن ابي طالب عليه السلام عقد ببندم(نور را با نور) وصلت دهم اينك همگان گوش كنيد:
«لطفا به نكاتي كه در اين دو خطبه خوانده شده دقت بيشتري بفرمائيد.»
ترجمه خطبه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
بسم الله الرحمن الرحيم
حمد و سپاس خداوندي كه به نعمتهايش ستوده است و به قدرتش معبود خلايق و به سلطنتش فرمانرواي كل موجودات است، از كيفرش جز به خودش پناهي نيست، فرمانش در آسمانها و زمين و همه جا جاريست، و آفريدگان را به قدرت خويش بيافريد و دلهاي مومنان را به نور احكام خود تابندگي بخشيد، و با دين خويشتن جمله را گرامي كرد و بواسطه پيامبر و نبي خود(محمد) بر ايشان عزت و كرامت بخشيد، ثناي بيكران سزاوار اوست كه مصاهرت و پيوند ازدواج را در احكام خود قرار داده و آن را بر مردمان لازم و حتمي نمود، دلها را بدين وسيله بهم نزديك گردانيده و راحام را با آن پيوند محكم و استوار نمود و حكم عادلانه در آن مقرر فرمود كه جامع همه مصالح و خوبيهاست و انسانها را بدان ملزم فرموده و در قرآن آمده است:« و هو الذي خلق من الماء بشراً فحعله نسباً و سهراً و كان ربك قديراً».
او خدائيست كه از آب تمام خلق(و انسانها) را بوجود آورد و نژاد و پيوندي برايشان قرار داد و خداوند تو بر هر چيزي قادر است.
فرمان خدا بر هر قضاء و تقدير حاكم مي باشد و ابتداء و انتهاي هر چيزي در دست قدرت اوست هر چه(هر كه) را خواهد از بين مي برد و هر چه(هر كه) را خواهد پاينده و جاويدان مي سازد و پيش اوست(ام الكتاب).
سپس آن حضرت در بين جمع فرمود:(بدانيد) كه خداوند متعال به من امر فرموده است دخترم فاطمه را به پسر عمم علي بن ابي طالب عقد ببندم و آن دو را به هم تزويج و همسر گردانم، اكنون شما را شاهد و گواه مي گيرم كه من بر طبق سنت پايدار(اسلام) و فرمان(فرض) خداوند تبارك و تعالي را به مهريه چهارصد مثقال(در بعضي نسخه پانصد مثقال) نقره به علي بن ابي طالب اگر به آن مهريه راضي باشد عقد مي بندم، و فاطمه را همسر او مي گردانم، اميدوارم خداوند مهر و محبت در ما بين آنها قرار داده و پراكندگيشان را سامان بخشد و اين وصلت را بر ايشان فرخنده و مبارك گرداند و از لطف خويش فرزندان پاك و پاكيزه به آنان مرحمت فرمايد و نسلشان را مفاتيح رحمت و بركت و معادن علم و حكمت و موجب امنيت ملت اسلام قرار بدهد.
اي مردم؛ آنچه گفتني بود در اين باره گفتم، از خداوند براي خود و دخترم و دامادم و شما عفو وآمرزش مي طلبم.(اين چنين ضبط شده است)
واقعا چه زيبا و پر محتواي بود خطبه پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله كه در هر كلمه و جمله اش يادي از خدا و اجراي فرمان خداي تعالي و فضيلت خاندان پيامبر و اثبات ولايت امير المومنان علي عليه السلام و اولاد معصومينش كاملا مشهود است.
نوشته اند وقتي خطبه آن حضرت به پايان رسيد در حالي كه چهره مباركش از خوشحالي چون گل سرخ(محمدي) زيبا و شكفته شده بود با آرامش دوست داشتني رو به امير المومنان علي عليه السلام گرفت و فرمود:
علي جان؛ به دستور خداوند دخترم فاطمه را به همسري تو با(مهرالسنته) عقد بستم و دوست دارم تو هم خطبه اي خوانده و در بين جمع رضايت خود را ابراز و اظهار داري!!
نوشته اند: وقتي كه امير المومنين علي عليه السلام اين سخنان لطيف و زيبا را از زبان مبارك خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله شنيد سر به سجده شكر نهاد و سپاس خداي متعال را بجاي آورد و آنگاه اينچنين خطبه خواند:
خطبه علي عليه السلام:
بسم الله الرحمن الرحيم
سپاس خداوندي را كه به سپاسگذاران نزديك است و از خواهندگان خود دور نيست، بهشت را براي پرهيزكاران پاداش قرار داده و نافرمانان را وعده عذاب و آتش داده است، سپاس خدائي كه احسان و نعمتهايش تازگي ندارد(هميشه بوده و هست و خواهد بود) سپاس از دل و جاني كه به آفريدگارش معترف است و ايمان دارد كه او ميراننده و زنده گرداننده است و از بزهكاريها مواخذه خواهد كرد، از او هدايت طلبيده و كمك مي جوئيم و به او ايمــان آورده و از او كفايت مي خواهم.
من(علي بن ابي طالب) شهادت مي دهم كه جز خداوند، خدائي نيست و او يكتا و بي انباز است و شريكي ندارد، شهادتي كه لايق و سزاوار او باشد و به خوشنودي او سبب شود و گواهي شهادت مي دهم كه حضرت (محمد صلي الله عليه و آله) بنده لايق و فرستاده بر حق اوست درود و صلوات خداوند بر او باد، درودي كه به مقام قربش نزديكتر سازد و او را بهره مندي فراوانتر بخشد و به جايگاه والا و برگزيدگيش برساند، اينك همه شاهد شديد كه رسول خدا صلي الله عليه و آله به فرمان خداوند دختر خود(فاطمه) را به(مهرالسنة) به من همسر گردانيد و من بر اين كار از دل و جان راضي هستم، خداوند از آن بزرگوار راضي و خوشنود باشد.
* * * * *
آنگاه پيامبر دست به دعا بلند كرد و همه از او متابعت كردند و فرمود:
خداوندا؛ اين پيوند را ميان علي و فاطمه مبارك گردان.
همه گفتند: آمين.
خداوندا؛ خوشبختي و سعادت بر آنان عطا فرما.
همه گفتند: آمين.
خداوندا؛ از نسل آنان فرزندان پاك و طاهر و فراوان به جهان آور.
همه گفتند: آمين.
ما هم بگوئيم: آمين- آمين – آمين و هزاران آمين.
مراسم بعد از خطبه خواني
بعد از اينكه مراسم خطبه خواني در ميان جمع اكابر و بزرگان شهر در مسجد تمام شد، رسول خدا صلي الله عليه و آله با شادي و سرور قلبي به خانه برگشت و تمامي جريان را با دخترش فاطمه زهرا عليها السلام در ميان گذاشت، فرمود:
دخترم؛ فاطمه تو پاره تن مني، نور چشمهاي من، ميوه دل من، روح و روان من هستي و بهترين زنان عالمياني، من تو را از جان و دل دوست مي دارم و از تو بوي بهشت را استشمام مي كنم و تو يادگار مادرت(خديجه)هستي كه در پيش من عزيز بود.
دخترم؛ تو را به فرمان خداوند به عقد مردي در آوردم كه بهترين مردان عاليمان است و تمام امتيازات خوب را دارا است و هيچكس در صدق و صفا و فضيلت و تقوي و ايمان و شجاعت و شرافت و صداقت و عبادت و جلالت به پاي او نمي رسد.
دخترم؛ او اولين كسي است كه به من ايمان آورده و با من نماز خوانده و در شب هجرت من جان بر كف نهاده در بستر من خوابيده و خداوند بر فداكاري او بر من بر فرشتگان مباهات نمود، او علي مرتضي است.
بعد رسول خدا صلي الله عليه و آله به زنان خود و بني هاشم فرمود: كه اين ازدواج خجسته را به فاطمه زهرا عليها السلام تبريك و تهنيت بگوئيد، بعضي از زنها اين اشعار را انشاء مي كردند:(ترجمه متن عربي)
يعني: كيست در فخر و فضيلت و حسب و نسب همانند فاطمه زهرا باشد كه خداوند او را فضيلت و شرف بخشيده و اوست دختر برترين عرب و عجم.
پيامبر خدا دستور داد پيراهن مخصوص حضرت خديجه را به تن فاطمه زهرا عليها السلام پوشانيدند و او را روي يك صندلي نشانيدند و عود و عنبر براي خوشبو شدن اطاق سوزانيده و دستور داد(بجاي دف و كف) همگي ذكر خداي را بر زبان رانند و حضرت زهرا سلام الله عليها را شاد گردانند.
زنان بني هاشم هر يك يكي در مقابل صندلي فاطمه زهرا عليها السلام ايستاده و ازدواجش را به او تبريك مي گفتند، بعضي سرودهائي براي شادي آن عليا مخدره سروده و مي خواندند، ولي مي نويسند در آن حال صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها را ناراحت و غمگين مشاهده كردند وقتي علت غمگيني اش را پرسيدند؟
گفت: مادرم – مادرم بيادم آمد كه جاي او را در اين مجلس خالي مي بينم؛ بلي فاطمه زهرا سلام الله عليها سر تا پاي وجودش مهر و محبت و عواطف بود او از هر كس ديگر احساس عواطف مادر مي كرد و آرزو مي كرد كاش مادرم، مادر مهربانم، مادر دلسوزم، مادري كه تمام دارائيش را در راه اسلام بوسيله پيغمبر به فقراء و مساكين بخشيد،فقط يك پيراهن از خود براي دختر زيبايش فاطمه بيادگار گذاشت، الان آن پيراهن را او به تن كرده است و از آن بوي مادرش را استشمام مي كرد و آرام آرام اشك مي ريخت و دانه هاي زيباي اشك بر صورت زيبايش چون شبنم سحري نشسته بود. بعضي از زنها اين حالت فاطمه زهرا عليها السلام را به رسول خدا صلي الله عليه و آله خبر دادند، آن حضرت تحمل نكرده و به اطاقي كه فاطمه بود آمد و از ديدن حالت فاطمه اش پي به درون دل او برد و متوجه شد كه چرا دختر زيبايش اندوهگين است و گريه مي كند.
خود پيامبر هم خاطره هائي از زن مهربان و با وفايش خديجه كبري سلام الله عليها از دل گذرانيد ولي در عين حال نخواست در آن وضعيت خاص غم و اندوه دخترش فاطمه زهرا را چندين برابر كند و غصه هاي بي مادري دخترش در دل او شعله ور سازد، با نهايت مهر و محبت در كنار دخترش ايستاد و فرمود:
دخترم؛ فاطمه چرا غمگيني؟ و چرا در اين حال و موقعيت مخصوص گريه مي كني؟ تو نبايد غمگين و غصه دار باشي، تو را به مردي همسر كردم كه از همه داناتر و شكيباتر و از همگان در اسلام مقدم تر است، هر موجودي به فضل و فضيلت و تقوي و شايستگي او شهادت مي دهند.
دخترم؛ فاطمه خداي متعال علي عليه السلام را براي تو شوهر لايق و برازنده قرار داده است.
دخترم؛ فاطمه خداوند به دنيا توجه فرمود مرا بر تمام مردم برگزيد، مرتبه دوم توجه فرمود همسرتو علي عليه السلام را بر سايرين برتري داد، براي سومين مرتبه توجه فرمود تو را بر زنان عالم برتري بخشيد و در مرتبه چــــــهارم توجه فرمود(فرزندان تو) حسن و حسين عليهما السلام را بر جوانان اهل بهشت امتياز داده است.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله با اين كــــلمات زيبا و نقل حقايق حال دخترش فاطمه زهرا عليها السلام را عوض كرده و به زنان حاضر در آن خانه دستور داد كه فاطمه عليها السلام را شاد و خوشحال نمايند.
* * * * *
راستي چه كسي غير از علي بن ابي طالب عليه السلام لياقت همسري فاطمه زهرا عليها السلام را داشت؟ و چه كسي غير از علي بن ابي طالب عليه السلام مي توانست قدر فاطمه زهرا عليها السلام را بداند؟
(آري آري قدر گوهر(كه) داند گوهري!)
و چه كسي غير از فاطمه زهرا عليها السلام مي توانست مركز توليد نيروي ولايت و مادر امامان عليهم السلام باشد؟ بلي بلي راست فرموده پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله:
خداوند علي را براي فاطمه و فاطمه را براي علي خلق فرموده است.
(توجه كنيد و ببينيد چگونه؟)
جهيزيه حضرت زهرا سلام الله عليها را تهيه مي كنند!!
بعد از مراسم(عقد خواني) روزها و ساعتها و دقايق مي گذشت ولي نه به تندي و آساني بلكه هر لحظه و دقيقه براي آنها كه مي خواستند در عروسي حضرت زهرا شركت كنند سالها به نظرشان مي رسيد. خود پيامبر خدا و امير المومنين علي عليه السلام هم از آنجائي كه در كار خير بايد تعجيل نمود، دوست داشتند هر چه زودتر مراسم(عروسي) را برگزار كنند و فاطمه زهرا سلام الله عليها لباس عروسي بر تن كرده و به خانه سلطان ولايت و امامت قدم بگذارد، علي عليه السلام مي فرمايد:
در حدود يك ماه طول كشيد كه من خجالت مي كشيدم با پيامبر خدا صلي الله عليه و آله درباره فاطمه صحبت كنم ولي آن بزرگوار گه- گــــــــاهي كه خلوت مي شد و كسي پهلوي ما نبود مي فرمود:
يا علي؛ چه همسر نيكو و با فضيلتي در عالم نصيبت شد! من بهترين زنان عالم را بر تو تزويج كردم!
روزي آن بزرگوار به من فرمود: دراعة(زره) (لباس بلند) خود به بازار برده و بفروش؛ پول آن را بياور تا وسايل عروسي و جهيزيه اي براي فاطمه تهيه كنيم؛ علي عليه السلام به دستور پيامبر خدا صلي الله عليه و آله دراعه خودش را به بازار مي برد تا بفروشد در بين راه عربي را ديد و بعد از سلام آن عرب گفت: يا علي دراعه اي كه بر دست گرفتي مي خواهي بفروشي؟
حضرت فرمود: بلي مي خواهم بفروشم؟
آن عرب گفت: به چند؟ فرمود: پانصد درهم.
( البته در بعضي كتابها چهارصد يا چهارصد و هشتاد در هم نوشته شده).
آن عرب پولها را داد و دراعه آن حضرت را خريد، علي عليه السلام پولها را از او گرفته مستقيماً به حضور خاتم الانبياء محمد مصطفي صلي الله عليه و آله آورد، صاحب كتاب(زينة المجالس) مي نويسد:
وقتي رسول خدا صلي الله عليه و آله پولها را ديد فرمود: يا علي؛ دراعه ات را به چه كسي فروختي؟
علي عليه السلام عرض كرد: به يك اعرابي؛ حضرت فرمود: او را شناختي؟ عرض كرد: خدا و رسولش بر امور داناترند؛ پيامبر فرمود: كسي كه از تو دراعه را خريد او(جبرئيل) بود پيش از آنكه تو مبلغ و بهاي دراعه را بياوري او دراعه را آورد و به من تسليم كرد.
در بعضي كتابها آمده است كه عثمان آن را خريده و بعدها به علي بن ابي طالب عليه السلام اهداء نمود.
در هر حال پيامبر پول را گرفته ابوبكر و سلمان فارسي و بلال را طلبيد و مقداري از آن پول را به آنها داد و فرمود مقداري اسباب و وسايل و لوازم زندگي ساده را براي فاطمه ام خريداري كنيد و مقداري از آن پول را به زنش(ام سلمه) داد كه عطريات و چيزهاي(زينتي) تهيه شود، همه دست بكار شدند و جهزيه تهيه شد.
صورت جهزيه فاطمه زهرا عليها السلام
طبق نوشته مورخين وسايل خريداري شده بعنوان جهزيه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام براي يك زندگي تازه(عروس و داماد) كلا(16) و يا(19) عدد بود، بهتر است نام آن وسايل را از كتاب(فروغ ابديت) براي شما بنويسم تا سرمشقي براي همگان باشد:
1- پيراهني بود كه به هفت درهم خريداري شده بود.
2- روسري(مقنعه) كه قيمت آن يك درهم بود.
3- يك قطيفه مشكي.
4- يك سرير عربي كه از چوب و ليف خرما ساخته بودند.
5- دو تشك از كتان مصري كه يكي پشمي و ديگري از ليف خرما بود.
6- چهار بالش كه دوتاي آن از پشم و دوتاي ديگر از ليف خرما بود.
7- پرده.
8- حصير هجري.
9- دست آس.
10- مشك آبي از پوست.
11- كاسه چوبي براي شير.
12- ظرف پوستي براي آب.
13- سبوي سبز رنگ گلي.
14- چند كوزه سفالين.
15- دو بازوبند(النگوي) نقره اي.
16- يك ظرف مسي.
در بعضي كتابها يك آقتابه و يك عبا و يك طشت لباسشوئي هم به اضافه آن 16 عدد آمده است.
خلاصه هر چه بود اسباب و وسايل مختصر يك زندگي كوچك تهيه شده و خدمت پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و اله آورده شد، وقتي چشمان مبارك رسول خدا به آن وسايل مختصر افتاد اشكش جاري شد و سرش را بجانب آسمان بلند كرد و فرمود:
خداوندا، زندگي را بر آن كساني كه بيشتر ظروف و وسايلشان ظروف گلي و سفالين است مبارك گردان.
* * * * *