نوشته اند: اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله هداياي زيادي از قبيل قماش و امتعه و شتر و گاو و گوسفند، خرما و روغن و گندم بعنوان هديه خدمت پيامبر آوردند حضرت به بعضي از اصحاب فرمود: گندم ها را آرد كرده و نان بپزند و به بعضي دستور داد كه گاو و گوسفند بكشند و تا روز جمعه(مراسم عروسي) بر پا گردد و به همگان وليمه داده شود و عروس خانم به خانه آقا داماد برده شده و تمامي شهر جشن بگيرند.
مهماني عروسي بر پا مي شود!!
روز جمعه فرا رسيد، مقداري غذا از طرف رسول خدا صلي الله عليه و آله و علي مرتضي و دوستانشان آماده شده بود و عده زيادي از مهاجر و انصار و اصحاب براي صرف غذا دعوت شده بودند، چون جمعيت مدعوين زياد بود و وسايل پذيرائي براي همه در يكجا نداشتند به اين جهت رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: مهمانان دسته دسته بعضي ها نوشتند ده نفر ده نفر داخل شده و غذا ميل مي كردند.
در آن جشن باشكوه و تاريخي عباس حمزه عموهاي پيامبر و علي بن ابي طالب و برادرش عقيل از مهمانان پذيرائي مي كردند، رسول خدا صلي الله عليه و آله با دست مبارك خود غذا را از ديگ بيرون مياورد و اين بود كه بركت زيادي داشت تا همه سير شده و به خانه هايشان رفتند و سپس آن حضرت دستور داد بقيه غدا را به منزل فقرا و مساكين كه از حضور در مجلس وليمه معذور بودند ببرند و دستور داد يك ظرف غذا هم براي فاطمه و علي عليه السلام كنار گذاشتند.
بلي مراسم(عروسي) هم مثل مراسم(عقد) با سادگي و صفا با آرامش تمام(نه گناهي، نه موسيقي، نه غنا، نه خودنمائي و تظاهر، نه چشم هم چشمي، نه تكبر، نه هاي و هوي، نه دعوا) نه نه هيچكدام اينها نبود هر چه كه بود با شادي و نشاط قلبي براي خدا بود و خداوند هم اينگونه عروسي ها را دوست مي دارد.
* * * * *
اجازه بدهيد بعنوان تذكر مطالبي چند به دوستداران خاندان پيامبر و به خوانندگان كتابم در باره مشكلات(ازدواج) در عصر خودمان كه يك و دو تا نيست عرض كرده باشم.
زنان و مردان امروزه مسئله(ازدواج) را آنچنان بزرگ جلوه مي دهند كه گويا قابل هضم نيست چرا؟ براي اينكه در هر كاري از خواستگاري گرفته تا مراسم عقد و عروسي همه را با تشريفات انجام مي دهند، آنچنان تشريفاتي كه اي بسا خانواده عروس و داماد را به ستوه در آورده و ورشكست مي كند،طرف داماد يا خود او مي خواهد با ازدواج كردن با دختر فلان سرمايه دار به پول و ثروت هنگفتي دست يابد؛ و يا با دختري ازدواج مي كند كه پدرش داراي شخصيت و مقامي است و او را هم به يكي از پست هاي حساس اجتماع قرار بدهد و يا اينكه زيبائي دختر را در نظر مي گيرد و امثال اينها.
گواه بر گفتار فوق اينكه اكثر دختران(ثروتمند ويا صاحبان مقام و شهرت) زودتر از دختران(فقيران و مستمندان و آنهائي كه اســــــــم و رسم و پول و مقام ندارند) به خانه بخت مي روند، در حالي كه نبايد چنين باشد موقع زن گرفتن بايد جنبه هاي ديني و معنوي را در نظر گرفت چه بسا دختران با معرفت و فضيلت در خانواده هاي كم در آمد وجود دارد كه اكثرا آنها چون پدرشان پولدار نيست و يا پست و مقامي ندارد در كنج خانه ها مانده اند(من به نوبه خود از جوانان در خواست مي كنم كه موقع زن گرفتن فقط فضيلت و معنويت و دين دختر را در نظر بگيرند و بس).
يكي از مشكلات كه در اين مسير پيش پاي جوانان است سنگيني و سرسام آور(مهريه) است كه روز بروز در كشور ما بالا مي رود و راه ازدواج افراد كم در آمد را مي بندد، از بزرگان دين روايات زيادي در اين مورد داريم كه به كم بودن مهريه سفارشاتي كرده؛ به مضمون چند حديث دقت بفرمائيد:
رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
زن بد قدم زني است كه مهرش زياد و سنگين باشد.(وسائل الشيعه، ح15)
در حديث ديگري آن حضرت مي فرمايد:
از نشانه هاي شوم بودن آن است كه هزينه زندگي يا هزينه مراسم ازدواجش سنگين باشد(وسائل الشيعه،ج15).
در حديث ديگري آن بزرگوار مي فرمايد:
بهترين زنان امت من زنهائي هستند كه چهره شان سفيد و زيبا و مهرشان(هزينه شان) كمتر باشد.(كتاب مكارم الاخلاق)
باز از معصومين عليهم السلام وارد شده فرموده اند:
مهريه زنان را زياد سنگين نكنيد كه دشمني مي آورد.(كتاب مكارم الاخلاق)
چرا جاي دور برويم از همين مطالب كتاب خودمان پي برديم كه مهريه بهترين بانوي بانوان جهان دختر پيامبر گرامي اسلام فاطمه زهرا سلام الله عليها(400) يا(480) يا(500) درهم از مال دنيا بوده است.
به اين قطعه شعر هم از(خوشدل تهراني) توجه فرمائيد كه مي گويد:
علي را بود يك شمشير و جوشن
به دختر دارها دارم نصيحت
كه مي باشد پيمبر را وصيت
كه از داماد سيم و زد نخواهيد
به غير از پاكي گوهر نخواهيد
بپرس از او كه از ايمان چه داري
نه از سيم و زر و بستان چه داري
اگر داماد با تقوي و دين است
مخور غم زانكه دلسوز و امين است
نگهداري كند از دختر تو
بر افروزد فروغ اختر تو
ولي آنكس كه بي دين است و لاقيد
ندارد جز جفا و كينه و كيد
وگر نصف جهان باشد از آنش
فزونتر باشد از عالم زيانش
كه در بي دين وفا و عاطفت نيست
صفا و مردمي و معرفت نيست
الا مهريه را سنگين چه خواهي
كه اين دور است از امر الهي
علي را بود يك شمشير و جوشن
از آن تكليف مهريه است روشن
همه زمين مهريه فاطمه زهرا سلام الله عليها است
چنانكه گفته شد از چكيده روايات استفاده مي شود كه در ظاهر مهريه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها همان پانصد يا چهارصد و يا چهارصد و هشتاد درهم شرعي بود كه آن زمان رايج بود و هر درهم شرعي(.....) دوازده نخود و سه پنجم نخود است و هر(40) چـــــــهل درهم(21) بيست و يك مثقال صيرفي مي شود كه روي اين حساب(500) درهم شرعي برابر است با(5/262) دويست و شصت و دو مثقال و نيم صيرفي و به حساب(قران)(24) نخودي مطابق با بيست و شش تومان و دو قران و نيم(5/262)، اين محاسبه نقدي(مهريه) حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بوده است.
اما آنچه كه گفتني و شنيدني است اين است كه از روايات استفاده مي شود جبرئيل هنگام عقدخواني حضرت فاطمه زهراء عليها السلام بر رسول خدا صلي الله عليه و آله نازل شد و گفت:(اي رسول خدا و اي عظمت دهنده عالميان خداوند عزوجل(...) ربع دنيا را در بعضي روايات آمده(...) خمس دنيا را و(...) يك سوم بهشت را و(4) چهار نهر بزرگ را عبارتند از:
(فرات و نيل و نهروان و نهر بلخ) مهريه فاطمه زهرا عليها السلام قرار داد و او را در عرش اعلي(صديقه كبري) ناميد، و در كتاب (بحارالانوار) آمده است وقتي رسول خدا صلي الله عليه و آله حضرت زهرا سلام الله عليها را به امير المومنين علي عليه السلام مي سپرد فرمود:
يا علي؛ خداي علي واعلي تزويج فرمود فاطمه را به تو و تمام زمين را صداق(مهريه) او قرار داد، پس هر كس روي زمين راه برود و با تو دشمني كند راه رفتنش حرام است.(نقل از خلاصه روايات مناقب)
به به چه زيبا صحنه اي!
صحنه عروس كشاني فاطمه زهرا عليها السلام
مهماني تمام شد مدعوين و مهمانهاي دور و بيگانه غذايشان را ميل كرده و رفتند ولي به دستور پيامبر صلي الله عليه و آله عده اي از(خواص) جوانان بني هاشم و بعضي از زنان قريش و مهاجر و انصار براي بردن بهترين(عروس) عالم بشريت فاطمه زهرا عليها السلام را به خانه بافضيلت ترين(داماد) پيامبر علي مرتضي عليه السلام ماندند، پيامبر خدا با اينكه قبلا دستور داده بود فاطمه را آرايش بدهند خود هم كنار دخترش آمد و دستور داد لباسهاي زيبائي بر او پوشانيدند، و فرمود:
(استرشهباء) را كه هموارترين مركب آن حضرت بود آوردند و قطيفه زيبائي روي زين او انداختند و خود آن حضرت دست دختر خود را گرفت و ا را روي زين استر بنشانيد و لجام آن را بدست سلمان فارسي(كه پير مردي بود) داد و به زنان و دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار فرمود:
با آرامي پشت سر مركب عروس خانم راه بيفتيد اينكار در ظاهر با سادگي خاصي انجام گرفت ولي نوشته اند در(عروس كشاني) آن عليا مخدره فاطمه زهرا سلام الله عليها(000/70) هفتاد هزار حوريه بهشتي به فرمان خداي تعالي دور عروس خانم را گرفته و جبرئيل با(000/70) هزار ملك و ميكائيل با(000/70) فرشته عروس خانم را بدرقه مي كردند و سرود همه آنها(الله اكبر) بود و پيامبر خدا صلي الله عليه و آله به زنان و دختراني كه پشت سر عروس خانم حركت مي كردند دستور داده بود:
سخني كه خداي را ناخشنود مي كند بر زبان نياورند.
فقط حمد و سپاس خداي را بگويند و بس، نقل شده:
خود رسول الله صلي الله عليه و آله آن شب لباسهاي تازه خود را پوشيده و با جوانان و قهرمانان بني هاشم چون(حمزه- جعفر- عقيل) پشت رحيل(مركب) با متانت حركت مي كردند و بعضي از جوانان پشت سر آن حضرت شمشيرهاي خود را از غلاف بيرون آورده به صورت نمايش به همديگر حواله كرده و تكبير مي گفتند.
چه زيبا صحنه اي بود؟!!
تاريخ كمتر از اين صحنه هاي زيبا و باصفا و دور از رنگ و ريا در خود مي بيند كه با اين سادگي و بي آلايشي و دور از سر و صدا و گناه و اختلاط(محرم و نامحرم) انجام گيرد.
زنان وقتي به در خانه امير المومنين علي عليه السلام رسيدند فاطمه زهرا سلام الله عليها را از مركب پائين آورده و با عزت و احترام و جلالت و بشاشت وارد خانه علي عليه السلام كرده و دورش را گرفته و براي خوشحاليش اشعاري خوانده و شــــادي مي كردند تا فاطمه زهرا عليها السلام را شاد كنند،(با اينكه نمي خواستم اشعاري كه زنان در آن جشن خوانده و خوشحالي كرده اند بنويسم) ولي از محتواي شعر ها نتوانستم صرفنظر كنم كه خــــيلي پر محتوا هستند مي نويسم و براي شما ترجمه مي كنم:
اولين شعر(و سرود) را (ام سلمه) كه يكي از زوجــــــــات پيامبر بود و اكثرا فاطمه زهرا عليها السلام پيش او زندگي مي كرد چنين آغاز كرد:(ترجمه متن عربي)
1- اي بانوان بخواست خدا شادي و خوشحالي كنيد و خداي تبارك و تعالي را در تمام حالات سپاسگزار باشيد.
2- نعمتهاي خداوندي را كه پروردگار اعلا و بلنديهاست بخاطر آوريد و كيست غير او آفتها وبديها را دفع كند؟
3- اوست كه ما را از كفر و ضلالت براه هدايت رهنمون شد و اوست پروردگار آسمانها كه به ما رفعت بخشيد.
4- همراه والاترين زنان عالم(فاطمه سلام الله عليها) شادي كنيد او كسي است كه نزديكانش به فداي او گردند.
5- دختر آن كس است كه خداوند علي و اعلا بر ديگران برتريش داد و دختر پيامبريست كه بر او وحي و كتاب نازل شود.
آنگاه(عايشه) اين سرود را سر داد:
(ترجمه متن عربي)
1- اي بانوان خود را مستور نمائيد و معجرهايتان را بپوشانيد و به ذكر آنچه در مجالس شايسته است بپردازيد.
2- خداي را بياد آوريد كه ما را و همه بندگان سپاسگزار خود را به دين خويش راهنمائي و مخصوص گردانيده.
3- خداي را بر بخششهايش حمد و سپاس كه شكر و سپاس مخصوص خداوند عزيز قادر و توانا است.
4- به شادماني(فاطمه) شادي كنيد كه خداوند نام او را رفعت بخشيد و به مردي در كمال پاكي و طهارت مخصوصش فرمود.
سپس(حفصه) اين ابيات را خواند:(متن عربي)
ترجمه
1- فاطمه؛ اي برترين بانوي جهان بشريت كه رخساره ات همچون ماه درخشان مي درخشد.
2- خداوند تو را بر همه مردمان به افتخار نسبتي كه با پيامبر داري، برتري داد، پيامبري كه به آيات زمر برتري داده شده.
3- خداوند جوانمردي صاحب فضل(علي) را به تو همسر كرد كه او از همه مردان(شهر) عالم بهتر و والاتر است.
4- پس اي بانوان به شادي(فاطمه) شادماني كنيد كه او در پيشگاه خداوند اعلي عزيز و گرانمايه است.
بعد از او(معاده) انصاري كه از زنان(عارفه) زمان خودش بود لب به سخن گشود و گفت:
(ترجمه متن عربي)
1- مي خواهم سخني بگويم كه در آن هيچ ترديدي نيست، سخن از بهترين وجود خير كه(حضرت محمد صلي الله عليه و آله) است آشكارا گويم.
2- بلي محمد صلي الله عليه و آله بهترين فرزندان آدم است كه در او هيچگونه كبر و تكبر و تبختر پيدا نمي شود.
3- اوست كه با لطف و مرحمت خودش ما را به حقيقت رهنمائي كرد و رشدمان داد، خداوند جزاي خيرش بدهد.
4- اينك ما با دختر پيامبر هدايت كه دارنده شرف و فضيلت در قله هاي بلند جاي گرفته همراه شده ايم.
5- او دختر كسي است كه ريشه در بلند ترين و بهترين جاي دارد، جائي كه هيچكس را ياراي نزديكي به آن نمي بينم.(ما اين اشعار را از كتاب(فاطمه الزهراء) نوشته استاد توفيق ابوعلم مصري نقل قول كرديم.
خوشتر آن باشد كه وصف دلبران گــــفته آيد در حـــــديث ديگران)
* * * * *
نوشته اند بعد از مراسم شادي و سرور خواني رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله به زنهائي كه همراه حضرت فاطمه عليها السلام به خانه اميرالمومنين علي عليه السلام آمده بودند، دستور داد به خانه هاي خودشان بروند، خــــــــــود وارد(حجله عروس) شد و علي عليه السلام را به آنجا خواند و دست دخترش فاطمه عليها السلام را گرفت بر دست داماد عزيزش علي عليه السلام گذاشت، سر به درگاه رب الارباب بلند كرد و اين چنين دعا نود:
خداوندا، اين دو تن، نزد من از همه محبوبترند، پروردگارا، تو نيز ايشان را دوست بدار و ذريه و نسلشان را با بركت و مبارك و فرخنده فرما، و از سوي خود محافظتي براي ايشان بگمار، من اين دو، و فرزندايشان را از شر شيطان در پناه تو قرار مي دهم، بارالها، رجس و پليدي را از آنان بزداي و اين عروسي و وصلت را برايشان فرخنده و مبارك قرار بده.
و آنگاه كه مي خواست از اطاق خارج شود رو به علي مرتضي و فاطمه زهزا سلام الله عليهما كرد و گفت:
خدا شما و نسلتان را پاك و پاكيزه گرداند و من با دوستداران شما دوست همستم و با دشمنان شما دشمن.
دست بر چهار چوب درگرفت باز هم دعا كرد و درب حجره را بست و گفت: شما را به خداي تعالي مي سپارم.
* * * * *
عجب صميميتي،چه اخلاصي، چه صفائي، چه لطف و مرحمتي، آن شب آن معدن فضل و كرم رسول خدا صلي الله عليه و آله نسبت به داماد گراميش اميرالمومنين عيه السلام و دخترش نازدانه اش فاطمه عليها السلام از خود نشان داد، در كجاي تاريخ بشريت از اول خلقت انسانها(تا آخر) چنين(پدر زني) و چنان(عروس و دامادي) در خود ديده و مي بيند، نه نه هيچكس مثل آنها نمي شود و نمي تواند بشود.
آنان برگزيدگان عــــالم انسانيت هستند و از آنان(حسن و حسين عليهما السلام) بوجود آمده تا جمع شان در زير(كساء) جمع باشد تا خداوند نظر لطفش را بخاطر آنها بر جهانيان اعلام فرمايد.
با يك حديث شرين مطلب را خاتمه مي دهيم:
پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله فرمود:
من همچون درختي هستم كه فاطمه شاخه آن، علي گرده آن و حسن و حسين ميوه هاي آن هستند، و شيعيان و پيروان ما چون برگهاي آن درختند و ريشه آن درخت در بهشت عدن است و اصل و فرع و گرده و ميوه و برگهايش همه در بهشت خواهند بود.
بر همين مضمون روايت فوق شعري ساخته شده:
(ترجمه متن عربي)
1- فرخده آن درختي كه در بهشت جاي گرفته ريشه هاي آن و همچون درختي هرگز و هيچ كجا نروئيده است
2- كه رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را اصل است و فاطمه شاخه آن و سرور آدميان علي عليه السلام گرده آن درخت مي باشد.
3- آن دو هاشمي نژاد(امام حسن و امام حسين عليمها السلام) دو نواده پيامبر ميوه آن درختند و شيعيان همچون برگها كه بر گرد ميوه ها بردميده اند.
4- مرا اميد نجات فردا(قيامت) به مهر ايشان پيوسته كه با رستگاري از آن گروه باشم كه برترين گروهند.
5- اين فرموده پيغمبر خدا صلي الله عليه و آله است كه راويان احاديث از آن بزرگوار نقل و قول كرده اند.
صبح فردا پيامبر خدا به خانه فاطمه زهرا مي آید!!
پيامبر رحمت و شفقت با آن همه مقام و عظمت بامداد شب زفاف با ظرفي پر از شير به طرف خانه سلطان ولايت علي مرتضي و فاطمه زهرا سلام الله عليهما آمده و آرام دق الباب كرد و با صداي دلنشين خود فرمود:(يا الله، اسلام عليكم يا اهل بيت النبوة)
فاطمه زهرا سلام الله عليها صداي زيباي پدر بزرگوارش را شنيد فورا خود را پشت در رسانيد و آن را بروي مبارك خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله باز كرد، در حالي كه از شرم و حياء سر بزير انداخته بود گفت: بفرمائيد يا رسول الله خانه خانه شماست.
پيامبر باز نام خدا را به زبان رانده و(يا الله) گويان وارد شد و ظرف شيررا به دست دخترش فاطمه عليها السلام داد و فرمود: دخترم؛ مقداري از آن بخوريد، پدرت فدايت گردد.
و بعد به علي عليه السلام فرمود:
علي جان تو هم تناول كن پسر عمت فدايت گردد.
و آنگاه از علي عليه السلام سوال كرد:
علي جان چگونه يافتي همسرت فاطمه سلام الله عليها را؟
علي عليه السلام در جواب عرض كرد:
(نعم العون علي طاعة الله)
برترين كمك براي اطاعت خداوند تبارك و تعالي.
و بعد آن حضرت از دخترش فاطمه زهراء عليها السلام سوال كرد:
دخترم؛ فاطمه تو چگونه يافتي همسرت را؟
آن عليا مخدره هم در جواب گفت:
علي بهترين شوهر براي من است.(نقل از كتاب كشف الغمه)
آن زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله دست به دعا بلند كرده و آنان را چنين دعا فرمود:
خداوندا؛ جمع كن بين اين دوتا را و مهر و مهرباني در بينشان قرار بده و اين دو و ذريه اين دو را از وارثان بهشت پر نعمت قرار داده و نسل اينها را پاك و پاكيزه و مبارك بگردان، و از نسلشان رهبران و پيشوايان قرار بده هدايت كننده مردمان بسوي طاعت تو و امر كنند بر آنچه كه تو راضي هستي.
* * * * *
بعد از سه روز
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بعد از دعا كردن و سفارش آن دو به همديگر از آنان خداحافظي كرده و تا روز چهارم به خانه فاطمه عليها السلام نرفت و روز چهارم باز به حجله آن عليا مخدره آمده و پاي درد دل دخترش نشست، از او پرسيد: دخترم فاطمه، همسرت علي را چگونه يافتي؟ او چگونه شوهري براي توست؟ فاطمه زهرا عليها السلام عرض كرد:
پدر جان، خداوند بهترين مردان را نصيب من كرد. و من از او راضي هستم ولكن زنان و دختران قريش به ديدنم آمدند و بجاي تبريك و تهنيت عقده بر دلم نهاده و گفتند:
پدرت تو را با مرد فقير و تهيدستي كابين بست، در حالي كه ثروتمندان منطقه حجاز و رجال متشخص خواستار ازدواج با تو بودند.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله با آرامش و متانت دخترش را دلداري داده و فرمود:
نور ديده ام، فاطمه جانم، پدر و شوهر تو فقير نيستند، بخدا سوگند گنجهاي زمين را بر من عرضه داشتند ولي من نعمتهاي اخروي را بر ثروت مال و دنيا ترجيح دادم، عزيز دلم، من براي تو به فرمان خدا همسري برگزيدم كه از همه زودتر اسلام آورده و از حيث دانش و حلم و عقل بر تمام مردمان روي زمين برتري دارد.
بدان كه خداوند از ميان تمام مردمان جهان مرا و شوهرت علي عليه السلام را برگزيده، ميوه قلبم، همسر خوبي داري قدرش را بدان و از فرمانش هرگز سرپيچي نكن.
و آنگاه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله علي عليه السلام را بر كنار خود خواند و فرمود: علي جان تو هم با همسرت(فاطمه) خوب مدارا و مهرباني كن، بدان كه فاطمه پاره تن من است هر كس او را بيازارد مرا آزرده و هر كس او را خوشنود گرداند مرا خوشنود گردانيده، من شما را به خدا سپرده و از شما خدا حافظي مي كنم.
نوشته اند: علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام مدت كوتاهي در خانه اي كه كمي با خانه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله دور بود زندگي مي كردند و حضرت رسول صلي الله عليه و آله هر روزي يك بار به خانه آنها ميامد و از آنان ديدار مي كرد و سفارشاتي مي فرمود چون اين كار براي رسول خدا صلي الله عليه و آله دشوار بود و از طرفي هم تا آنــــــها را نمي ديد دلش آرام نمي شد، روزي به دخترش فرمود:
فاطمه جان قصد دارم شما را به نزديكي خانه خودم منتقل نمايم، آيا به اين كار راضي هستيد؟!
عرض كرد: بلي پدر جان خيلي هم خوشحال مي شويم. حضرت در نزديكي خانه خودش منزلي براي آنها تهيه كرده و آنها را به آنجا انتقال داد، حتي نوشته اند:
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله از بسكه فاطمه زهرا عليها السلام را دوست مي داشت(دريچه) كوچكي از خانه خود به خانه علي و فاطمه عليهما السلام باز كرده بود و هر روز صبح از آنجا به آنها سلام مي داد و احوالپرسي مي كرد.
هر وقت حضرت مي خواست به مسافرت برود آخرين كسي كه از او خداحافظي مي كرد دخترش(فاطمه عليها السلام) بود و آنگاه كه از مسافرت بر مي گشت قبل از هر كسي به ديدن دختر عزيزش مي رفت، خدا مي داند كه آنحضرت دخترش فاطمه زهرا عليها السلام را چقدر دوست مي داشت و كرارا مي فرمود:
فاطمه پاره تن من، قلب من، روح من است هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند خداي تبارك و تعالي را اذيت كرده است.
در ضمن حديثي رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود:
گويا دخترم فاطمه عليها السلام را مي بينم كه در روز قيامت بر مركبي از نور سوار شده در جانب راستش هفتاد هزار ملك و در جانب چپش هفتاد هزار ملك و پيش رويش هفتاد هزار ملك و پشت سرش هفتاد هزار ملك بسوي بهشت حركت مي كند و زنان مومن امتم را به همراه خود به بهشت مي برد، هر زني كه در دنيا نمازهاي پنجگانه اش را بخواند، و روزه هاي ماه رمضان را بگيرد(اگر مستطيع باشد) حج خانه خدا را بجاي آورد و زكات اموالش را بپردازد و از شوهرش اطاعت كند و علي بن ابي طالب عليه السلام را دوست بدارد(بداند) كه به واسطه شفاعت دخترم فاطمه زهرا عليها السلام داخل بهشت خواهد شد، انشاءالله.
خداوند همه ما را از شفاعت حضرت فاطمه زهرا عليها السلام برخوردار بفرمايد. آمين.
------------------------------------------------------------------------------
نقل از كتاب: مراسم عروسي و معجزات حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
اسدالله داستاني