فاطمه (س) از امام زمانش دفاع مى كند!

در اين ميان دختر پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها نقش بسزائى در تحقّق بخشيدن به اين آرمان شيعه يعنى «وحدت به معنى سكوت نيست» را ايفاء نمود. چرا كه فاطمه ع در حالى كه از امام زمان خود حضرت على عليه السّلام اطاعت مى فرمود از اهداف آن حضرت هم دفاع كرده و تا پاى جان ايستادگى كرد.

جريان «يوم البيعة» يا «روز بيعت» (همان روزى كه مسلمان نامها براى بيعت گرفتن از اميرالمؤمنين على عليه السّلام به درب خانه آن حضرت هجوم آورده و با فجيع ترين وضع ممكن آن حضرت را براى بيعت با ابوبكر به مسجد بردند) نه تنها براى حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها شخصى نبوده و نه اينكه «دفاع وى از شوهرش» بوده بلكه «دفاع فاطمه سلام اللّه عليهااز امام زمان خود» و مسأله كاملا دينى و اعتقادى بوده. چنانچه در روايات زيادى كه بگوشه اى از آنها در همين كتاب اشاره مى شود پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله رضاى خدا را در رضاى خود و رضاى خود را در رضاى فاطمه و غضب خدا را در غضب خود و غضب خود را در غضب فاطمه سلام اللّه عليها به مسلمانان معرفى مى نمايد.

همين طور تمام افعال و حركات و سكنات فاطمه را حجّت مى داند چرا كه وقتى مى گويد: «رضاى من در رضاى فاطمه است» و يا مى فرمايد: «رضاى خدا در رضاى فاطمه سلام اللّه عليها است» دانسته مى شود كه فاطمه بجز براى خدا خوشحال نمى شود، و جز براى خدا خشمگين و ناراحت نمى شود. اما زمينه چگونه فراهم شد كه با وجود آن همه سفارشات پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم در مورد فاطمه سلام اللّه عليها با تنها جگر گوشه وى چنين رفتار كنند تا آنجا كه عدّه اى اوباش و اراذل و عربده كشان جاهليّت مأب، جمع شده و درب خانه اى كه جبرئيل بدون اذن وارد نمى شد، درى كه پيامبر همواه موقع مسجد رفتن، دو دست بر آستانه آن مى گذاشت و ندا مى داد: «السلام عليكم يا اهل بيت النبوة» را بسوزانند!!

آيا خبر نداشتند فاطمه در خانه است؟! خير! بلكه مى دانستند، آيا نمى دانستند حسن و حسين عليهما السلام دو ريحانه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله در خانه اند؟! خير، بلكه مى دانستند!! پس چرا امت و مسلمانان تحمّل ديدن چنين منظره اى را به خود دادند. و در مقابل اين وحشيگرى ها سكوت كردند. اينها مطالبى است كه در جاى خود مفصّل از آنها بحث شده و خواهد شد.

 

 سؤال از اهل سنّت :

و در پايان از اهل سنت اين سؤال را داريم كه: شما چگونه بين اين بخش كتاب يعنى «سفارشات پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم در مورد فاطمه سلام اللّه عليها» و «اخبار و روايات تاريخى مستند در مورد رفتار امت با فاطمه سلام اللّه عليها بعد از پيامبر صلى اللّه عليه و آله» ـ كه از كتابهاى خود شما نقل شده ـ جمع مى كنيد؟ و اگر فاطمه سلام اللّه عليها اين گونه مورد احترام و توجه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم بود، چرا اين گونه با او رفتار شد؟

آيا فاطمه سلام اللّه عليها معاذ اللّه بعد از پيامبر كافر شد؟! يا آنكه امت بعد از پيامبر كافر و مرتد شدند؟ چرا كه رفتارى كه با فاطمه سلام اللّه عليها بعد از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم شد در دين مقدس اسلام حتى با كافران چنين رفتارى اجازه داده نشده است.

آيا اين همه سفارشات و روايات صحيح از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم در حقّ فاطمه سلام اللّه عليها با يك حديث تك راوى بدون شاهد «نَحْنُ مَعَاشِرَ الانبياءِ لا نُوَرِّث» «ما گروه پيامبران از خود ارثى باقى نمى گذاريم» كه مخالف نص صريح قرآن است از بين مى رود؟

و آيا كسانى كه آيات قرآن و گفته هاى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم را با پاشنه هاى ننگين خود لگدكوب كرده ـ به شكلى كه هنوز بعد از هزار و چهار صد سال صداى ناله «يا اَبَتاه» پاره تن پيامبر در فضاى تاريخ بگوش مى رسد و به جان انسانها آتش مى افكند ـ مى توانند مجرى و اجرا كننده قرآن و گفته هاى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم باشند؟

اميد است خداوند تبارك و تعالى با تعجيل در ظهور منتقم آل محمد عليهم السلام يعنى حضرت مهدى موعود عجل اللّه تعالى فرجه الشريف به وحدت واقعى و صادقانه انسانها تحقق عملى بخشد و تمام انسانها را تحت لواى اسلام راستين قرار دهد. انشاء اللّه! به اميد آن روز!

زمانى كه پيامبر اكرم ص رحلت فرمود عده اى از انصار در سقيفه بنى ساعده اطراف سعدبن عبادة جمع شدند كه در ميان آنها ابوبكر و عمر ديده مى شدند آنان براى ابوبكر بيعت مى گرفتند، پس مردم با ابوبكر بيعت كردند و بر بيعت خود استوار شدند تا آنكه ابوبكر بر منبر رسول خدا ص تكيه زد. عدّه اى از مهاجرين در مورد بيعت مردم با ابى بكر سخت غضبناك شدند. همچنين على و زبير ـ كه خود را از بنى هاشم مى دانست ـ غضبناك شده و در حالى كه هر دو مسلح بودند با عدّه اى از بنى هاشم (جميع بنى هاشم) داخل خانه فاطمه دست به مبارزه منفى زدند.

على و زبير و عبّاس  و سعد بن عباده و عدّه اى از مهاجرين و انصار از جمع كناره گيرى كرده و از بيعت سرباز زدند  چرا كه بيعت أبى بكر بدون مشورت و خواست آنها انجام شده بود آنان سخت غضبناك بودند. همچنين على و زبير  نيز غضبناك شدند  على ، عباس، طلحه و زبير  و سعدبن أبى وقاص و مقدادبن أسود و عدّه اى ديگر نزد فاطمه دختر پيامبر ص رفته و با فاطمه مشورتمى كردند و از او نظر خواهى مى نمودند و از وى كسب تكليف مى كردند. آنان مى خواستند با على بيعت كنند. آنها هم پيمان شده بودند كه با على بيعت كنند. على در جواب به آنها گفت: فردا براى بيعت ـ در حالى كه سرهايتان را تراشيده ايد ـ آماده شويد. پس چون كه صبح فردا رسيد كسى حاضر نبود مگر سه نفر.

عباس نيز نزد على كه با عدّه اى از پيروان و شيعيانش در منزلش دست به مبارزه (منفى) زده بودند رفت، چرا كه پيامبر به على چنين دستورى داده بود عبّاس به على گفت: دستت را بده تا با تو بيعت كنم!

همچنين أبوسفيان بن حرب و جميع بنى هاشم از بيعت سرپيچى نمودند.

على، فاطمه را بر الاغى سوار مى كرد و او را شبانه به درب خانه هاى انصار مى برد، و از آنها طلب يارى مى كرد! همچنين فاطمه از آنها كمك مى خواست لكن آنها مى گفتند: اى دختر رسول خدا ديگر زمان گذشته است و ما با ابى بكر بيعت كرده ايم! اگر پسر عمّ تو (على) زودتر از ابى بكر از ما طلب بيعت مى كرد هرگز از او روى بر نمى گردانديم. پس على مى گفت: آيا توقّع آن داشتيد كه جنازه رسول خداص را بدون غسل و كفن در خانه اش رها كنم و بسوى مردم بشتابم و با آنها در سلطنت بعد از او به نزاع و كشمكش بپردازم؟! و فاطمه مى گفت: براى على چنين كارى سزاوار نبود! امّا آنان كردند، كارى را كه خداوند سزاى آنها را بدهد!

 

برگرفته از كتاب: مقتل الزهراء (عليها السلام)

تاليف: سيّد محمّد حسين سجاد

 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.